درسنامه آموزشی علوم تجربی کلاس نهم
فصل 9: ماشینها
چگونه میتوانیم جسمی راکه خیلی سنگین است، حمل یا جابهجا کنیم؟ به نظر شما ایرانیان دورهٔ باستان، چگونه توانستهاند قطعات سنگین تخت جمشید را روی هم قرار دهند؟ یا امروزه چگونه ماهوارهها را به فضا پرتاب میکنند؟ پاسخ این سؤالات، قطعاً استفاده از ماشین است. ماشینها به ما اجازهٔ انجام کارهای فراتر از انتظار را میدهند. بلند کردن خودرو به وسیلهٔ جک، جابهجایی میلیونها لیتر نفت توسط یک کشتی، حفر تونل بین دو جزیره در زیر دریا، ساختن آسمان خراشهایی با ارتفاع بیش از 500 متر، ساخت پلهای چند کیلومتری، پرتاب ماهوارهها و...، تنها بخش کوچکی از کارهایی است که به کمک ماشینها صورت میگیرد. بشر به کمک اختراع و طراحی هوشمندانهٔ ماشینها توانایی انجام کار خود را بسیار افزایش داده است. انسانهای اولیه از جابهجا کردن تخته سنگهای بزرگ یا تنههای درخت عاجز بودند در حالی که امروزه با استفاده از ماشینها میتوانیم سازههای عظیم و بسیار سنگین را جابهجا کنیم.
ماشینها چگونه به ما کمک میکنند؟
تصور زندگی بدون ماشین، بسیار سخت است. ماشینها در بیشتر کارهای روزانهٔ ما نقش اساسی دارند و به ما کمک میکنند. هر ماشین برای منظور و کار مشخصی طراحی و ساخته شده است. برای درک بهتر این موضوع، خوب است درباره ورودی و خروجی یک ماشین، فکر کنیم. ورودی ماشین شامل همهٔ آن چیزهایی است که انجام میدهیم تا ماشین کار کند و خروجی آن چیزی است که ماشین برای ما انجام میدهد. مثلا برای حرکت دوچرخه، نیرویی که به پدال وارد میکنیم، ورودی ماشین و خروجی آن حرکتی است که دوچرخه انجام میدهد (مانند سریعتر حرکت کردن یا از یک شیب بالا رفتن). ورودی یا خروجی ماشینها ممکن است براساس نیرو، گشتاور نیرو، توان یا انرژی بررسی شوند.
فکر کنید (صفحهٔ 96 کتاب درسی)
* پارو، نیروی عضلانی دستهای قایقران را به حرکت قایق تبدیل میکند.
* انرژی شیمیایی سوخت (گازوئیل یا گاز) توسط موتور به حرکت اتوبوس منجر میشود.
* انرژی الکتریکی به حرکت دورانی ماشین لباسشویی تبدیل میشود و شستشوی لباس و آبگیری آن را انجام میدهد.
* نیروی ماهیچهای دست خیاط به حرکت سوزن چرخ خیاطی و دوخت لباس منجر میشود.
هر ماشینی میتواند از اجزای سادهتری به نام ماشین ساده تشکیل شده باشد. این اجزا با هم در ارتباطاند و یک هدف را دنبال میکنند؛ مثلاً در ساخت دوچرخه از ماشینهای سادهای مانند: اهرم، چرخ و محور، پیچ و مهره، چرخدنده و ... استفاده میشود تا بتواند کار نیروی پا را تبدیل به انرژی جنبشی کند. دوچرخه به ما امکان حرکت سریعتر و جابهجایی بیشتری را میدهد.
ماشین ساده
تولید خودرو، هواپیما، کشتی، ماهواره و دیگر ماشینهای پیچیده با اختراع ماشینهای ساده، صورت گرفته است. یک ماشین ساده مانند اهرم، وسیلهای مکانیکی است که به کمک آن میتوان فعالیتهای مشکل را به سادگی انجام داد. مثلاً با یک اهرم، شما میتوانید یک جسم سنگین را که وزن آن چند برابر وزن خودتان است، حرکت دهید (شکل زیر).
در دورهٔ ابتدایی با ماشینهای سادهای مانند اهرمها، سطح شیبدار و قرقره به صورت مقدماتی آشنا شدیم. در اینجا به بررسی دقیقتر برخی از انواع این ماشینها میپردازیم.
پیش از آنکه به بررسی ماشینهای ساده بپردازیم، مفهوم گشتاور نیرو را بیان میکنیم که در تحلیل برخی ماشینها به ما کمک میکند.
گشتاور نیرو
در علوم سالهای پیش اثر نیرو بر یک جسم را بررسی کردیم، یکی دیگر از اثرهای نیرو، اثر چرخانندگی آن است. مثلا برای باز و بسته کردن در اتاق، به آن نیرو وارد میکنید و در حول لولایش میچرخد. با وارد کردن نیرو به دستهٔ آچار، پیچ را شل یا سفت میکنید. با وارد کردن نیرو به فرمان دوچرخه، آن را میچرخانید و دوچرخه را در جهتی که لازم است، هدایت میکنید.

اثر چرخانندگی یک نیرو را گشتاور نیرو میگوییم. برای شناسایی عوامل مؤثر بر گشتاور نیرو، آزمایش زیر را انجام دهید.
آزمایش کنید (صفحهٔ 98 کتاب درسی)
وسایل و مواد لازم: حلقه، تعدادی وزنهٔ کوچک شکافدار، خطکش، وزنه گیر
روش اجرا:

2- انتهای خطکش را با دست خود بگیرید و به صورت افقی نگه دارید.
3- در وزنهگیر، وزنه قرار دهید و به تدریج وزنهها را زیاد کنید.
4- اکنون وزنهها را ثابت نگه دارید و فاصلهٔ حلقهٔ فلزی تا دستتان را کم و زیاد کنید. از این آزمایش چه نتیجهای میگیرید؟
* وقتی وزنهها را زیاد میکنید، نیروی وزنهها بیشتر میشود و خطکش میل به چرخش حول دست پیدا میکند و برای جلوگیری از چرخش آن باید دست مقابلۀ بیشتری کند. بنابراین گشتاور نیرو با اندازهٔ نیرو رابطۀ مستقیم دارد.
* وقتی فاصلۀ وزنهها تا دست بیشتر میشود، میل به چرخش خطکش بیشتر میشود و برای جلوگیری از چرخش آن باید دست مقابلۀ بیشتری کند. بنابراین گشتاور نیرو با فاصلۀ نیرو تا محور چرخش رابطۀ مستقیم دارد.
تأثیر چرخشی که دستتان احساس میکند و باید با آن مقابله کند تا خطکش را به صورت افقی نگه دارد، ناشی از گشتاور نیرویی است که وزنهها ایجاد کردهاند. همانطور که از آزمایش پی بردهاید، اندازهٔ نیرو و فاصلهٔ نیرو تا محور چرخش در گشتاور نیرو، مؤثر است.
بزرگی گشتاور نیرو برابر با حاصل ضرب اندازهٔ نیرو در فاصلهٔ محل اثر نیرو تا محور چرخش است.
(1) اندازهٔ نیرو $\times $ فاصلهٔ نقطه اثر نیرو تا محور چرخش = اندازهٔ گشتاور نیرو
با توجه به اینکه یکای نیرو نیوتون (N) و یکای فاصله متر (m) است، یکای گشتاور نیرو، نیوتون متر (Nm) است.
خود را بیازمایید (صفحهٔ 99 کتاب درسی)
هر چه دستۀ آچار بلندتر میشود، فاصلۀ نیرو تا محور چرخش افزایش مییابد و بنابراین گشتاور نیرو زیادتر میشود و مهره آسانتر باز میشود.
اکنون که با گشتاور نیرو آشنا شدیم، میتوانیم درک بهتری از اساس کار برخی از ماشینهای ساده بهدست آوریم.
اهرم
اهرمها به شکلهای مختلفی وجود دارند. سادهترین شکل اهرم، الاکلنگ است که در وسط میلهٔ آن، یک تکیهگاه قرار دارد. وقتی به یک طرف الاکلنگ نیرویی به سمت پایین وارد میشود، آن سمت به طرف پایین و سمت مقابل به طرف بالا حرکت میکند.
میتوان فاصلهٔ دو جسم از تکیهگاه اهرم را چنان تنظیم کرد که اهرم در حالت تعادل قرار گیرد. در این حالت، اثر چرخشی هر یک از نیروها یکدیگر را خنثی میکنند. به عبارت دیگر، در حالت تعادل، اندازهٔ گشتاور نیرویی که هر یک از نیروها نسبت به تکیهگاه ایجاد میکنند، باهم برابر و جهت چرخششان مخالف یکدیگر است.
در شکل بالا، گشتاور نیروی ${F_1}$ که از رابطهٔ ${d_1} \times {F_1}$ بهدست میآید، میخواهد اهرم را بهصورت ساعتگرد (در جهت حرکت عقربههای ساعت) بچرخاند و گشتاور نیروی ناشی از ${F_2}$ که از رابطهٔ ${d_2} \times {F_2}$ بهدست میآید، میخواهد اهرم را بهصورت پاد ساعتگرد (در خلاف جهت حرکت عقربههای ساعت) بچرخاند. در حالت تعادل، گشتاور نیروی ساعتگرد با گشتاور نیروی پادساعتگرد هماندازه است:
(2) گشتاور نیروی پاد ساعتگرد = گشتاور نیروی ساعتگرد
${{d}_{1}}\times {{F}_{1}}$ = ${{d}_{2}}\times {{F}_{2}}$
مثلاً در شکل زیر گشتاور نیروی ناشی از وزن پدر با گشتاور نیروی ناشی از وزن پسر، هماندازه است، اما گشتاور ناشی از وزن پدر به صورت پادساعتگرد و گشتاور ناشی از وزن پسر بهصورت ساعتگرد است و به همین دلیل آنها در تعادلاند.
مزیت مکانیکی
دیدیم برای بلندکردن یک جسم سنگین توسط یک نیروی کوچک، میتوان از اهرم استفاده کرد. در (شکل زیر) نیرویی که ما وارد میکنیم تا جسم را بلند کنیم، نیروی محرک (${{F}_{1}}$) و وزن جسم بزرگ را نیروی مقاوم (${{F}_{2}}$)، فاصلهٔ نقطه اثر نیروی محرک تا تکیهگاه را بازوی محرک (${{d}_{1}}$) و فاصلهٔ نقطه اثر نیروی مقاوم تا تکیهگاه را بازوی مقاوم (${{d}_{2}}$) مینامیم. در حالت تعادل، هر چه بازوی محرک بزرگتر باشد، برای جابهجا کردن جسم سنگین، به نیروی محرک کمتری نیاز داریم. مثلاً اگر بازوی محرک، 4 برابر بازوی مقاوم باشد، نیروی محرک لازم برای جابهجایی وزنه (نیروی مقاوم) $\frac{1}{4}$ نیروی مقاوم است. به طور کلی، مزیت مکانیکی یک ماشین در حالت تعادل، به صورت نسبت اندازهٔ نیروی مقاوم به اندازهٔ نیروی محرک، تعریف میشود:
مثلاً اگر مزیت مکانیکی یک ماشین 5 و نیروی مقاوم 1000N باشد میتوان با نیروی محرک 200N نیروی مقاوم 1000N را جابهجا کرد.
فعالیت (صفحهٔ 101 کتاب درسی)
فعالیت (صفحهٔ 101 کتاب درسی)
اهرمها در بسیاری از ماشینهای معمولی، دیده میشوند. اهرمها را میتوان برحسب محل قرار گرفتن تکیهگاه، نیروی محرک و نیروی مقاوم بررسی کرد. در هر یک از شکلهای زیر تکیهگاه، محل وارد کردن نیروی محرک و نیروی مقاوم را نشان دهید. از وزن اهرمها صرفنظر میشود.
|
|
|
|
وسطی) اهرم نوع دوم : نیروی مقاوم بین تکیهگاه و نیروی محرک قرار دارد. مانند فندق شکن فرغون، دربازکن و ... .
چپ) اهرم نوع اول : تکیهگاه بین نیروی مقاوم و نیروی محرک قرار دارد. مانند انبردست ، آچار فرانسه ، قیچی و ... .
قرقرهها: با طناب و قرقره نیز میتوان ماشین ساده ساخت. با استفاده از چنین ماشینی میتوان اجسام سنگین را بلند کرد (شکل زیر).
هر قرقره محوری دارد که حول آن میتواند آزادانه بچرخد. در (شکل زیر)، دو روش اصلی استفاده از قرقره را مشاهده میکنید.
فعالیت (صفحهٔ 102 کتاب درسی)
به کمک یک قرقرهٔ ثابت، یک قرقرهٔ متحرک، یک وزنهٔ معین و یک نیروسنج دربارهٔ مزیت مکانیکی قرقرههای ثابت و متحرک شکل بالا تحقیق کنید.
فرض کنید وزنه برابر 20 کیلوگرم باشد. یعنی نیروی مقاوم برابر 200 نیوتن باشد.
در قرقره ثابت نیروی محرکی که نیروسنج در محل دست نشان میدهد برابر 200 نیوتن است.
در قرقره متحرک نیروی محرکی که نیروسنج در محل دست نشان میدهد برابر 100 نیوتن است.
وقتی یک طرفِ طناب سبکی را که انتهای آن به دیواری بسته شده است، با نیروی 5N میکشیم، در تمام طول طناب، نیروی کشش 5N برقرار میشود. یعنی نیروی کشش طناب در طول آن، ثابت است. مثلاً در شکل الف، برای بلند کردن سطلی به وزن 40 نیوتون، کافی است با نیروی محرک 40 نیوتون طناب را بکشیم، اما در شکل ب برای بلند کردن سطل 40N باید نیروی محرک 20N را وارد کنیم. (شکل زیر)، سه ترکیب متفاوت از به هم بستن طناب و قرقره را نشان میدهد. در شکل الف برای بلندکردن وزنهٔ 50 نیوتونی (نیروی مقاوم) نیروی محرک 50N لازم است. در شکل ب با نیروی محرک 50N میتوان وزنهٔ 100 نیوتونی (نیروی مقاوم) را بلند کرد. در شکل پ با نیروی محرک 50N میتوان وزنهٔ 150 نیوتونی (نیروی مقاوم) را بلند کرد.
خود را بیازمایید (صفحهٔ 103 کتاب درسی)
با توجه به تعریف مزیت مکانیکی، جدول زیر را درباره مزیت مکانیکی ماشینهای شکل بالا ، کامل کنید.
| شکل (الف) | شکل (ب) | شکل (پ) | |
| اندازۀ نیروی محرک | 50N | 50N | 50N |
| اندازۀ نیروی مقاوم | 50N | 100N | 150N |
| مزیت مکانیکی | 1 | 2 | 3 |
شکل (الف) $\frac{50N}{50N}=1$
شکل (ب) $\frac{100N}{50N}=2$
شکل (ج) $\frac{150N}{50N}=3$
در شکل پ برای جابهجایی جسم سنگین 150N از نیروی کوچکتر 50N استفاده کردیم. یعنی با ترکیبی از قرقرهها و طناب توانستیم به کمک یک نیروی کوچک، جسم سنگینی را به سمت بالا جابهجا کنیم. اما در این فرایند، جابهجایی طناب، 3 برابر جابهجایی وزنهٔ سنگین است. یعنی اندازهٔ کار نیروی محرک با اندازهٔ کار نیروی مقاوم برابر است (البته با صرفنظر کردن از اصطکاک). به عبارت دیگر برای آنکه وزنهٔ 150 نیوتونی را به اندازهٔ 1m بالا ببریم باید طناب را با نیروی 50N به اندازهٔ 3m بکشیم (هر یک از سه طناب متصل به وزنه 1m جابهجا میشود). بنابراین براساس قانون پایستگی انرژی و با صرفنظر کردن از اصطکاک، میتوانیم بنویسیم:
(4) اندازهٔ کار نیروی مقاوم = اندازهٔ کار نیروی محرک
جمع آوری اطلاعات (صفحهٔ 103 کتاب درسی)
از زمانهای قدیم برای آبکشی از چاه از قرقره استفاده میکردهاند. این عمل باعث صرفه جویی در مصرف انرژی میشود.
برای بالا بردن پرچم در مراسم صبحگاهی پادگانها و مدارس از قرقره استفاده میشود. قرقره در این حالت با تغییر جهت نیرو کمک میکند.
چرخدندهها: در اغلب ماشینهایی که میچرخند از چرخدنده استفاده میشود. ماشینی مانند یک دریل کوچک در سرعتهای بالا به نیروی کمی احتیاج دارد و ماشینهای دیگری مانند چرخهای بزرگ (پرهدار) پشت کشتیهای بخار، به نیروی زیادی در سرعتهای کم، احتیاج دارند.
چگونگی کارکرد چرخدندهها به تعداد دندانههای آن، بستگی دارد. مثلاً در دندانههای نشان داده شده در (شکل زیر)، چرخدندهٔ بزرگتر دارای 36 دنده و دومی دارای 12 دنده است. این چرخدندهها با هم تماس دارند و با فرض آنکه روی هم نمیلغزند (سُر نمیخورند)، وقتی چرخدندهٔ بزرگ به اندازهٔ یک دنده میچرخد، چرخدندهٔ کوچک نیز یک دنده میچرخد. پس وقتی چرخ بزرگ که دارای 36 دنده است، یک دور کامل میچرخد، چرخ کوچک که دارای 12 دنده است، 3 دور میچرخد. (دور $\frac{{36}}{{12}} = 3$) بدیهی است اگر چرخدندهٔ کوچک سبب چرخش چرخدندهٔ بزرگ شود، به ازای هر سه بار چرخیدن آن، چرخدندهٔ بزرگ یکبار میچرخد. یعنی سرعت چرخش چرخدندهٔ کوچک بیشتر از سرعت چرخش چرخدندهٔ بزرگ است.
این تبدیلها در صنعت کاربردهای فراوانی دارد. از چرخ دندهها میتوان برای تغییر سرعت چرخش، تغییر گشتاور یا تغییر جهت نیرو استفاده کرد؛ مثلاً در خودروها چرخدندهها با تغییر سرعت چرخشی سبب تغییر سرعت خودرو میشوند.
جمع آوری اطلاعات (صفحهٔ 104 کتاب درسی)
چرخدندههای ساده
• این چرخدندهها سادهترین چرخدندههایی هستند که دیدهاید. آنها دندانههای مستقیم دارند و محور دو چرخ نیز موازی با یکدیگر قرار گرفته است.
• گاهی تعداد زیادی از آنها را در کنار هم قرار میدهند تا سرعت را کاهش و قدرت را افزایش دهند.
• برای انتقال حرکت از یک میل محور به میل محور موازی با آن به کار میروند. در تعداد زیادی از وسایل از این چرخدندهها استفاده میشود. مثلاً ساعتهای کوکی، ساعتهای اتوماتیک، ماشین لباسشویی، پنکه و ... ، اما در اتومبیل به کار نمیآیند؛ چون سر و صدای زیادی دارند.

• دندانهٔ این چرخدندهها اریب است. وقتی یکی از آنها میچرخد، ابتدا نوک دندانهها با هم تماس پیدا میکنند، سپس به تدریج دو دندانه کاملاً در هم جفت میشوند.
• این درگیری تدریجی، عاملی برای کم کردن سر و صدا و همچنین نرمتر شدن حرکت چرخدندهها است.
• این چرخدندهها را میتوان برای همان کاربرد چرخدندههای ساده به کاربرد ولی مانند آنها پر سروصدا نیستند زیرا درگیری دندهها به تدریج رخ میدهد.
• چرخدندههای مارپیچی گاهی برای انتقال حرکت بین دو محور ناموازی به کار میروند.
چرخدندههای مخروطی
• این چرخدندهها بهترین وسیلهٔ تغییر جهت هستند. معمولاً از آنها برای تغییر جهت 90 درجه استفاده میشود، ولی میتوان طراحی را طوری انجام داد که در زاویههای دیگر نیز کار کنند.
• دندانههای آنها ممکن است مستقیم یا پیچدار باشد. اما اگر دندانهها صاف باشد، همان مشکل چرخدندههای ساده را دارند. در دندانههای پیچدار این مشکل برطرف شده است، ولی درهر دوی آنها باید محور چرخدندهها در یک صفحه قرار داشته باشد.
چرخدندههای حلزونی
• حلزون شبیه یک پیچ است جهت گردش چرخ حلزون به جهت گردش حلزون بستگی دارد و نیز اینکه دندههای حلزون راستگرد، تراشیده شده باشد یا چپگرد.
• مجموعه حلزون و چرخ حلزونها را ممکن است به گونهای بسازند که یا دندههای یکی، دیگری را در برگیرد و یا هر دو یکدیگر را در برگیرند.
• این چرخدندهها زمانی مورد استفاده قرار میگیرند که بخواهیم تغییر زیادی در سرعت و یا قدرت ایجاد کنیم. معمولاً نسبت شعاع دو چرخ دنده 20:1 است و گاهی حتی به 300:1 و بیشتر نیز میرسد.
چرخدندههای شانهای
• این چرخدندهها برای تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی استفاده میشوند.
• یک مثال خوب برای این چرخدندهها، فرمان اتومبیل است. فرمان، چرخدندهای را میچرخاند که با چرخ شانهای در تماس است. وقتی شما فرمان را میچرخانید، با توجه به جهت چرخش فرمان، شانه به سمت چپ و یا راست حرکت میکند و باعث حرکت چرخها میشود.
• در برخی از ترازوها نیز برای چرخاندن عقربه از سیستم مشابهی استفاده میشود.
سطح شیبدار: فرض کنید میخواهیم اسبابکشی کنیم. میدانیم که جابهجا کردن وسایل سنگین مانند یخچال و گذاشتن آنها داخل کامیون حمل بار، بسیار سخت است؛ زیرا برای این کار باید حداقل نیرویی هماندازه با وزن یخچال - روبه بالا - به آن وارد کنیم. به نظر شما سادهترین روش برای انجام این کار چیست؟ (شکل زیر) نشان میدهد که چگونه میتوانیم برای جابهجا کردن اجسام سنگین از سطح شیبدار استفاده کنیم. سطح شیبدار یک ماشین ساده است که از قدیم از آن استفاده میشده است.
سطح شیبدار به ما کمک میکند تا با نیروی کمتر؛ اما در مسافتی طولانیتر، جسم سنگین را به سمت بالا حرکت دهیم. وقتی از سطح شیبدار استفاده میکنیم، نیروی محرک، کاهش پیدا میکند؛ اما مسافتی که باید طی شود تا جسم بالا برده شود، افزایش پیدا میکند. به عنوان مثال اگر فردی با صندلی چرخدار بخواهد به اندازۀ 1m بالا برود، میتواند از یک سطح شیبدار 10 متری استفاده کند. بنابراین در این حالت نیروی لازم برای بالا رفتن $\frac{1}{10}$ برابر میشود. (البته با صرفنظر کردن از اصطکاک). یعنی نیروی محرک لازم $\frac{1}{10}$ نیروی مقاوم که وزن فرد و صندلی چرخدار است، میشود؛ با استفاده از تعریف مزیت مکانیکی، مزیت این سطح شیبدار برابر است با:
فکر کنید (صفحهٔ 105 کتاب درسی)
چرا در مناطق کوهستانی، قسمتی از جادهها را به صورت پیچهای شیبدار میسازند؟

وقتی جاده را به صورت شیبدار میسازند، طول جابجایی نیروی محرک افزایش مییابد و در عوض نیروی محرک کاهش مییابد. بنابراین برای جابجایی نیروی مقاوم روی سطح شیبدار جاده کوهستانی، نیروی محرک کمتری لازم است و در نتیجه مزیت مکانیکی که سطح شیبدار ایجاد میکند از 1 بیشتر میشود. هر چه شیب سطح کمتر باشد، طول جابجایی نیروی محرک بیشتر میشود و نیروی محرک کمتر و در نتیجه مزیت مکانیکی بیشتر خواهد شد.



















